مدتی پیش یادداشتی با عنوان «چین عزیز» منتشر کردم که انعکاسی بسیار گسترده داشت و نقدها و نظرهای گوناگونی نیز بر آن نوشته شد که همگی از دیدگاه من جالب توجه بودند و کمک کردند آن یادداشت بیشتر دیده و تعمق شود.
گستردگی بازنشر و اظهارنظر درباره یادداشت چین عزیز، من را بر آن داشت تا تکملهای بر آن بنگارم. نخست بگویم که قصد من از نوشتن آن یادداشت بیش از آنکه نقد عملکرد چین نسبت به ایران باشد، زدن تلنگری به خودمان برای آگاهی از تصویر چشمانداز ایران از دریچه نگاه یک کشور قدرتمند و شریک اقتصادی مهم کشورمان بود. من در زمره گروهی نیستم که کشورها را در تعاملشان با دیگر کشورها به بد و خوب تقسیم میکنند، بلکه باور من این است که «بد یا خوب»، صفاتی هستند که حکمرانی یک کشور را از جهت «کیفیت حفظ و ارتقای منافع ملی و حرکت در مسیر رشد اقتصادی و توسعه پایدار و همهجانبه» توصیف میکنند. پس با این تعریف، من نهتنها منتقد چین نیستم، بلکه آن کشور را بهدلیل نزدیک ۴ دهه حکمرانی هوشمندانه و دستیابی به توسعه بینظیر اقتصادی و بدل شدن به قدرت دوم اقتصادی جهان تحسین میکنم. اگرچه سیاستهای چین در حوزه آزادیهای سیاسی و اجتماعی، محیطزیست و مواردی چند قابل نقد هستند اما نه بحث و نه تخصص من این موضوعها نیست. دوم اینکه چین مثال بسیار خوبی است برای اینکه ما را بهطور جدی به فکر فرو ببرد. چین، نه امریکای کودتاچی است، نه انگلیس استعمارگر و نه روسیه ترکمانچای و گلستان. چین با ما تاریخ ستیز و استیلاجویی ندارد که رفتارهایش را برمبنای آن قضاوت کنیم و تحلیلهای دایی جان ناپلئونی ببافیم. بههمین دلیل هنگامی که چین در ارتباط با ایران چنین احتیاط و تحفظ پیشه میکند و آرام آرام منافع راهبردی خود را در ایران کم و کمتر میکند باید اندیشه کنیم، آسیبشناسی کنیم و نگران شویم. در این چند سال رفتوآمد و تعاملی که با چینیها داشتم شاهد افزایش غرور ملی و عزت نفس شهروندان چینی بودهام. بهعنوان یک فعال اقتصادی، برخوردی با ناراضیان سیاسی و اجتماعی چین نداشتهام اما کارآفرینان و کارفرمایان چینی را همواره خوشبین و امیدوار به آینده کسبوکار در کشورشان و با جهان دیدهام. حتی باوجود سختگیریهایی که در سالهای گذشته برای کاهش آلایندگیهای زیستمحیطی و افزایش استانداردهای تولید و شفافیت مالی بر آنها اعمال شده و تعطیلی واحدهای زیادی را بهدنبال داشته، همه آنها به دولت خود اعتماد دارند و میدانند اقدامهایش بهصلاح کشورشان است. مردم چین در این ۳۰ سال بهسرعت ثروتمند و مرفه شدهاند. در نشست و برخاست با آنها، بهویژه در شهرهای کوچک، میتوان فرهنگ دهقانی و سادگی روستاییشان را در کنار توانگری و ثروتشان دید. چین حداقل ۳۰ سال سرش به کار خودش گرم بود و جز در منافع ملی و تمامیت ارضی کمتر وارد رویارویی سیاسی میشد. این ۳۰ سال کار سخت، هوشمندانه و جهانگرا از چین قدرتی ساخته که امروز میتواند آن را برای کسب منافع سیاسی و سهمخواهیهای بیشتر در بازیهای جهانی، اهرم کند. چین خیلی زود فهمید که نباید راه شوروی را برود؛ بلندپروازیهای سیاسی و نظامی بدون قدرت اقتصادی مساوی است با فروپاشی. چین در تمام این مدت حتی برای همسایگان و وابستگان تاریخی و فرهنگی خود هزینه سیاسی نداد. عرصه بینالملل جای لوطیگری، مروت و دلسوزی نیست. چین حاضر نیست منافع گسترده خود را با ستیزهای (از نگاه خودش) کمارزش با امریکا به حاشیه ببرد. آنقدر که ما به چین وابسته شدهایم او به ما نیاز ندارد. هیچکدام از مواضع چین در قبال ایران در چند سال گذشته در تضاد با منافع ملی و بینالمللی این کشور نبوده است. مشکل این است که ما با هیچ کشوری، از همسایگانمان گرفته تا کشورهای بزرگ و تعیینکننده جهان، نتوانستیم به اشتراک راهبردی دست پیدا کنیم. بنابراین رفتار همه کشورها با ما بیشتر تاکتیکی و پروژهای است. طبیعی است هیچ کشوری برای منافع تاکتیکی، منافع راهبردی خود را فدا نمیکند. پس منتقد تصمیمهای چین نباشیم، ببینیم اشتباههای ما کدام بوده است. اقتصاد ما امروز بسیار به چین وابسته است؛ بیش از هر کشور صنعتی دیگری. ما در کاهش تنگناهای کار اقتصادی با چین باید بسیار جدی و پیگیر باشیم که نیستیم. البته این را هم بدانیم که چین هزینه حل مشکلات ما را نخواهد داد. چین حاضر نخواهد بود ریسک تعاملات بانکی با ایران را بردارد، چین علاقهای ندارد در دور جدید فشارهای امریکا بر ما خود را درگیر کند، چین در تقابل عربستان و رژیم صهیونیستی با ما، کاملا دیپلماتیک برخورد خواهد کرد و منافع خود را پایش و جستوجو میکند. افزایش این مخاطرات چینیها را بیشتر در کار با ایران محتاط و سختگیر خواهد کرد. چین در درون مرزهای خود هنوز یک کشور ایدئولوژیک است. بیشتر مردم چین هنوز خود را کمونیست میدانند و خداناباور هستند اما این چین ایدئولوژیک، در عرصه بینالملل کاملا پراگماتیک عمل میکند، ایدئولوژی را در خانه نگه داشته و منافعش را با کیاست در جهان دنبال میکند. چین ستیز ایدئولوژیک با هیچ کشوری ندارد. چین ارتشی قوی دارد اما نظامیان چینی احساس نمیشوند، دیده نمیشوند، اظهار نظر نمیکنند.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
مصاحبه با رادیو تهران(برنامه بازار)- 1404/04/03
مصاحبه – آپارات 1403/12/01
در گفتگوی شفقنا با آرمان خالقی مطرح شد : روابط عمومی در تشکل های مردم نهاد نقشی حیاتی دارد – شفقنا 1403/09/26
(فیلم) دلیل موافقان تعطیلی پنجشنبهها، افزایش نرخ باروری است! – فراز دیلی 1403/02/22
گفتگوی تلفنی برنامه ی نمودار – رادیو ایران 1403/02/18
تمامی حقوق این وبسایت محفوظ و متعلق به مهندس آرمان خالقی می باشد و هرگونه نشر مطالب آن آزاد و منوط به ذکر مرجع است.