جسارت لازم برای رفع مشکلات اقتصادی وجود ندارد
آرمان خالقی ، قائم مقام خانه صنعت و معدن ایران در گفتوگو با «نبض اقتصاد»:
بی تدبیری در وزارت جهاد کشاورزی موج می زند
مریم حق بیان
«متأسفانه در اقتصاد ایران، سهم مدیریتی برای بخش خصوصی و غیردولتی تعریف نشده است؛ اگر دولت جدید سهمی هم برای این بخشها قائل شود،میتواند تصمیمات درست تری برای اقتصاد اتخاذ کند.» این گوشهای از صحبتهای « آرمان خالقی»، قائم مقام خانه صنعت و معدن ایران در گفتوگو با «نبض اقتصاد» در خصوص چالشهای پیرامون صنعت و عملکرد دولت پیشین در رویارویی با این چالشهاست. متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
آخرین وضعیت صنعت با توجه به رکود اقتصادی، تحریم، تورم و کاهش قدرت خرید مردم را چگونه ارزیابی میکنید؟
بعد از شیوع کرونا در کشور، بسیاری از کسب و کارها دچار محدودیت شدند و این موضوع بههمراه تحریمها باعث ایجاد مشکلات بیشتری در صنعت شد به نحوی که در سال گذشته تحمل مشکلات ناشی از این عوامل بعضاً غیرقابل تحمل شده بود؛ برخی از واحدهای تولیدی بهدلیل شیوع کرونا و ابتلای کارگران به تعطیلی کشیده شدند. البته در برخی صنایع نظیر صنعت غذا، مواد شوینده و داروییها، بهدلیل رعایت فاصله اجتماعی مابین پرسنل و کارگران کمتر شاهد تعطیلی و رکود کارخانهها بودیم و تولید توانست ادامه دار باشد. این موضوع به دنبال ارائه برنامهای مدون از جانب وزارت بهداشت و خانه صنعت و معدن به منظور رعایت پروتکلهای بهداشتی از طرف واحدهای تولیدی بهطور کامل صورت گرفت.
از طرفی، این قضیه (کرونا) بهطور کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داد و بسیاری از واحدها را به تعطیلی کشاند، ورود و خروج کالا با محدودیت مواجه شد، تعطیلی بازارهای وارداتی و نبود بودجه برای واردات کالا به کشور باعث توجه ویژه مصرف کننده به صنایع داخلی و میل به مصرف کالاهای ساخت کشور شد؛ موضوعی که زمینه رشد تولید و ادامه فعالیتهای تولیدی را فراهم کرد به طوری که در برخی از صنایع شاهد افزایش ظرفیتها بودهایم.
در صنایعی که عملاً بازارهای زیردستی دچار مشکل بود و مردم تقاضایی نداشتند، مشکلات بیشتری دیده شد، به طور نمونه در لوازم خانگی، قدرت خرید مردم به دلیل قضیه بورس و تشنج حاصل از آن و افت ارزش ریال کاهش پیدا کرد در عوض تقاضای خرید کالای ایرانی توسط مشتریان خارجی بهدلیل بهای کمتر در مقایسه با کالاهای خارجی، افزایش پیدا کرد، این تقاضا برای خرید کالاهایی نظیر قطعات ماشینآلات، فرش و برخی محصولات غذایی بود و باعث ایجاد رونق در صنایع شد.
در عوض در داخل کشور قدرت خرید مردم کاهش یافت و مصرفکنندگان در خرید مسکن و کالاهای گران قیمت دچار مشکل شدند، اما در خرید کالاهایی که جزو ملزومات خانگی بود و در سبد اصلی خانوار جای میگرفت و پاسخگوی نیازهای مربوط به بهداشت، غذا و پوشاک بود، شاهد افزایش میزان تقاضا برای تولیدات داخلی بودیم.
این شرایطی است که از سال گذشته تا به حال ادامه داشته، به نحوی که ما هنوز درگیر کاهش قدرت خرید مردم و تورم هستیم، موضوعی که علاوه بر این تبعات، منجر به کاهش قدرت مالی و عدم تأمین نیازهای بنگاههای اقتصادی شده است.
همچنین بهدلیل گرانتر شدن مواد اولیه نیاز به نقدینگی افزایش پیدا کرده و تأمین مواد اولیه بهدلیل تحریمها سختتر از قبل شده است البته با تغییر دولت آمریکا به نظر میرسد شرایط تحریم اندکی بهتر شده است، چرا که حداقل دلهره تشدید تحریمها کاهش یافته که این موضوع از نظر روانی بر بازار و معامله با شرکای خارجی تأثیر مثبتی گذاشته است.
ایران توسعه اقتصادی را همزمان با بسیاری از کشورهای دیگر شروع کرد، امروز در شرایطی که آنها به جایگاه مشخصی در توسعه رسیدهاند، ما همچنان در این مسیر درجا زده و رشدی نداشتهایم؟ به طور نمونه هنوز هم خطوط ریلی ما یک چهارم ترکیه است و همچنان در تولید خودروی ملی پافشاری میکنیم درحالیکه میتوانیم از مزیتهای دیگری استفاده کنیم.
ما بهدلیل وجود تحریم سعی کردیم تولید کننده تمامی نیازها باشیم و این موضوع تمرکز ما را نسبت به کیفیت کالاها دور کرد ومانع از تولید وسیع کالا توسط تولید کنندگان شد؛ علاوه بر این برندهای جهانی نیاز به بازار جهانی دارند، درحالیکه ما دسترسی کاملی به این بازارها نداریم و این موضوع باعث شده تا برندهای ما نتوانند جهانی شوند.
قاعدتاً برند شدن در سطح ملی و بینالمللی تفاوتهای عمدهای با یکدیگر دارند و بنگاهی که قصد برندسازی در سطحی جهانی را دارد باید حائز شرایط ویژهای باشد؛ تأمین مالی و انسانی، زمینه فناوری و آمادگی و پشتیبانی مناسبات دیپلماتیک کشور در سطح جهانی از امکاناتی است که باید برای دستیابی به این مهم فراهم باشد، تا کنون این شرایط برای ما فراهم نشده و اساساً، فناوری ما قدیمی و ماشین آلات ما فرسوده است، ما در طرح توسعه سرمایه گذاری نکردهایم، درنتیجه قادر به تولید کالاهای نو و به روز نیستیم و در رقابت عقب میمانیم.
علاوه بر این سایر کشورها در بازار رقابت، سعی میکنند، در جهت ارتقای کالاهای خود حرکت کنند و با رقابتی که اتفاق میافتد، روزبهروز فضا برای رقابت تنگ تر میشود؛ لذا عدم امکان حضور در سطح بینالمللی باعث شده تا نتوانیم برندهای مطرحی در سطح جهانی داشته باشیم. ما در تولید اغلب کالاها ورود پیدا کردهایم اما این به این معنی نیست که در تمامی امور متخصص هستیم؛
بهطور نمونه در محصولاتی که مزیت داریم، خواه نسبی و خواه رقابتی، نتوانستهایم ظرفیت جهانی شدن را فراهم کنیم. ما هنوز نتوانستهایم، در کالایی سرآمد باشیم، البته در فرش و پسته سالها پیش حرفی برای گفتن داشتیم، اما رفته رفته این بازارها را هم از دست دادهایم.
استراتژی توسعه صنعتی، معرف چند طرح است، به طور نمونه این استراتژی با علم بر مزیتی که در پتروشیمی دارد، به فراهم کردن کل زنجیره میاندیشد، یعنی بر اساس این مزیت، صنعت پتروشیمی باید در زمینه ماشین سازی، فناوری و تجارت بالا موفق عمل کند تا بتوان گفت که در این حوزه بهترین است.
از طرفی دیگر بر اساس این طرح ما باید با کیفیت بهینه و قیمت مناسب کاری کنیم تا تمام دنیا دست نیاز به سوی ما دراز کنند، موضوعی که در استراتژی به بحث گذاشته شده اما در عمل هنوز به نتیجه نرسیده است؛ چرا که استراتژیها با تغییر هر وزیر و هر دولتی دستخوش تغییرات شده است، ما هر زمان این استراتژی را نوشتیم و قرار شد به مرحله اجرا برسد، دولت بعدی آمد و استراتژی نوشته شده را قبول نکرد.
متأسفانه عدم ثبات در سیاستهای کلان کشور باعث عدم دسترسی به استراتژیهای بلند مدت شده و تحریم این مناسبات را بر هم زده است، وقتی ما برای شرایط امروزاستراتژی مینویسیم اما نمیتوانیم به آن عمل کنیم با شرایط تحریم چطور میتوانیم به چند سال آینده فکر کنیم و برنامه ارایه دهیم!. سیاستهای اقتصادی ما انفعالی است درحالیکه باید فعالیتی باشد.
80 درصد صنعت و معدن در اختیار بخش دولتی است بههمین دلیل بخش خصوصی نمیتواند کاری از پیش بردارد. با این موضوع موافقید؟
خیر! بخش خصوصی متأثر از همین شرایط است و کاری هم از دست آنها بر نمیآید، بخش خصوصی همیشه راه خود را پیدا میکند و به دنبال بهترین مزیتهاست و بعضا به دلیل تغییرات خیلی سریع نمیتواند به تغییرات بلند مدت فکر کند چرا که شرایط بیرونی تحمیلی به ترتیبی است که عملاً امکان برنامهریزی بلند مدت را نمیدهد، در نتیجه بخش خصوصی ناچار به افقهای کوتاه مدت توجه دارد.
آیا وابستگی بیش از حد ما به درآمدهای نفتی باعث شده تا نتوانیم از صنعت به عنوان موتور محرک درآمدهای اقتصادی استفاده کنیم؟
بله بخش زیادی از این قضیه به این دلیل ایجاد شده و ما هر زمان درآمد نفتی زیادی داشتیم، سعی کردیم این درآمد را خرج کرده و تولید را زیر پا له کنیم ؛ در حال حاضر درآمد نفتی نداریم و نفت به زور هزینه خود و بخشی از هزینه جاری دولت را میپردازد،در حال حاضر سهم درآمدهای مالیاتی برای دولت در تأمین هزینههای جاری، خیلی بیشتر از گذشته شده است،به طور مثال اگر در یک دوره 15 درصد بوده در شرایط فعلی 40 درصد است.
قاعدتاً باید به نقطهای برسیم که هزینههای جاری ما از مالیات و عوارض و خدماتی که دولت ارایه میدهد تأمین شود، درآمدهای نفتی و معدنی و نظیر اینها را باید به سرمایهگذاری مولد تبدیل کنیم، یعنی نفت را تبدیل به خدمات و کارخانه و آنچه ماندگار است، کنیم تا بتواند سرمایه تولید کند و برای نسلهای بعدی بماند. بنابراین در بحث نفت هنوز خیلی مانده تا به شرایط مطلوب برسیم، اما به ناچار شرایط تحریمها ما را وادار به جدایی از درآمدهای نفتی کرد، تا به سمت توسعه ملی برویم. در نهایت نفت نعمتی است که هم قابل هدر دادن است و هم میتواند تبدیل به میراثی پدری شود. تا به امروز از نفت بهعنوان درآمدی جاری استفاده کردهایم و هنوز هم شکل استفاده ما بههمین صورت است، در حالیکه راهکار استفاده اصولی از نفت مهیاست و کار سختی نیست، بر اساس این راهکار درآمد نفتی را باید از دولت بگیریم و به همه بدهیم اما نگذاریم هدر برود تا در راه توسعه طرحهای ماندگار برای نسلهای بعدی هزینه شود.
دوران 8 ساله دولت آقای «روحانی» در بخش صنعت و معدن را چطور ارزیابی میکنید، ما وزیرهای زیادی در بخش صنعت و معدن داشتیم اما ناکارآمد بودهاند.
دوران آقای «روحانی» هم مانند دولتهای قبلی بود، ما با یک سیستم مواجه هستیم، آقای روحانی جسارت لازم برای تغییر شرایط را نداشت، شاید یکی از افراد جسوری که توانست در بحث هدفمندی یارانهها کاری انجام بدهد، آقای «احمدینژاد» بود، زمانیکه بحث هدفمندی یارانهها مطرح شد، شخصاً گفتم که اگر این طرح موفقیتآمیز شد، باید مجسمه آقای «احمدینژاد» را از طلا درست کنند و در میدان انقلاب نصب کنند! ایشان شروع کرد ولی نتوانست ادامه بدهد، چرا که اسیر رفتارهای پوپولیستی شد و به سمتی رفت که تنها میخواست مردم را راضی نگه دارد و درآخر هم آنها ناراضی شدند.
اگر انرژی به قیمت جهانی تبدیل میشد، قیمتها واقعی و دلار آزاد شده بود، یک بار و در عرض دو یا نهایتاً سه سال، مردم آسیب را میدیدند ولی در نهایت کار درست میشد، اما احمدینژاد نتوانست و دولت آقای روحانی هم جسارت اینکار را نداشت. اگر مردم یارانه را به قدرکفایت دریافت میکردند، اما برق و گاز را به قیمت واقعی میخریدند، امروزه صنعت برق با مشکل مواجه نمیشد.
دولت روحانی نتوانست مسائل را زیربنایی حل کند، تثبیت نرخ ارز در عدد چهار و دویستی، ارز نیمایی و اینکه در رابطه با ارز نیمایی تمامی تجارب دولت آقای «احمدینژاد» تکرار شد باعث شد تصمیمات متناقضی گرفته شود، ما حتی از تجربیات قبلی استفاده نکردیم، در نتیجه دچار مشکلات شدیم.
دولت پیشین اجازه نداد اقتصاد ما اقتصادی منطبق با اقتصاد جهانی باشد، عملکرد این دولت در برجام خوب بود اما بعد از برجام عملکرد ضعیفی داشتیم، برجام قرار بود موهبتهایی برای ما داشته باشد که یکی از آنها بده بستانهایی است که میتوانستیم با طرفهای تجاری داشته باشیم که اگر مذاکره خوبی با آنها صورت میگرفت و دچار هیجان نمیشدیم قادر بودیم قراردادهای سفت و سختی با شرکتهای تجاری که وارد کشور شده بودند ببندیم، در این صورت قطعا وضعیت بهتری نسبت به حال داشتیم، متأسفانه برجام آمدی برای ما نداشت و زمینه برای فعالیت برندهای دیگر در کشور مهیا نشد.
چه پیشنهاداتی برای دولت جدید دارید؟
متأسفانه به قدری خطا و اشتباه داشتهایم که اگر دولت جدید از تجربه این اشتباهات درس گرفته و مجدد مرتکب این اشتباهات نشود، به دستاورد بزرگی دست خواهد یافت. دولت جدید باید بپذیرد، اقتصاد ایران، هم دولتی و هم غیردولتی است و بر این اساس یک سری شرکای تجاری در صحنه اقتصاد کشور وجود دارند که باید از همان ابتدا در تصمیم گیریها شرکت داده شده و مداخله کنند؛ بنابراین تنها بخش دولتی نیست که باید تصمیمگیرنده باشد.
در حال حاضر بخش دولتی رقیبی اقتصادی است و شریک اقتصادی محسوب نمیشود؛ وقتی بحث شراکت مطرح میشود، تمامی شرکا باید در مدیریت صاحبنظر باشند، متأسفانه در اقتصاد ایران، سهم مدیریتی بخش خصوصی و غیردولتی تعریف نشده است و دولت جدید اگر سهمی برای این بخش قائل شود، قادر خواهد بود تصمیمات درست تری در اقتصاد اتخاذ کند. تلاش برای رفع تمامی مشکلات اقتصادی نظیر خلق الساعه بودن تصمیمات، بروکراسیهای دست و پاگیر، فضای نامساعد کسب و کار و ..اگر در دستور کار دولت جدید قرار بگیرد، موفقیت دولت حتمی خواهد بود. رفع این موانع نه تنها هزینه بردار نیست بلکه هزینههای اضافی زیادی را از دوش دولت برخواهد داشت.
دولت اگر دست از تصدی گری بردارد و کوچک شود، هزینههای جاری آن کم خواهد شد، وقتی وابستگی دولت به نفت کم شود، به درآمدهای مالیاتی بیشتری خواهد رسید، چرا که هزینهها کاهش پیدا کرده و پس انداز ممکن خواهد شد. دولت آینده اگر بتواند به سمت چابکی و کوچکی پیش برود، به موفقیت میرسد.
به نظر شما به چه دلیل شاهد اوضاعی بهم ریخته و نابسامان در تامین کالاهای اساسی مصرف خانوار هستیم؟
این موضوع دلیلی جز سوء مدیریتها ندارد؛ به طور نمونه در بحث کمبود روغن، آیا به واقع روغن که کالایی وارداتی است با کمبود مواجه است؟ خیر، در حال حاضر روغن در بنادر موجود است و تنها نیاز به حمل به موقع دارد، میگویند وسیله حمل و نقل موجود نیست و با وجود نیازی که وجود دارد تاکنون تلاشی برای خریداری ماشینآلات مورد نیاز برای حمل محصول صورت نگرفته و به نیاز بازار پاسخ خوبی داده نشده است لذا تقاضا با کمبود مواجه و افزایش قیمت روغن را به همراه داشت. در مورد شکر، قند و برنج هم قضیه به همین صورت است، درواقع نبود مدیریتی صحیح برای تصمیمگیری بهموقع، بازار را دچار کمبود و افزایش نرخ این محصولات میکند.
از طرفی بیتدبیری در وزارت جهاد موج میزند؛ در رابطه با کمبود مرغ این تقصیر بر گردن این وزارتخانه است؛ مدیریت بازار مصرف تنها راه مقابله با مشکلاتی از این دست است، موضوعی که تاکنون فکری برای آن نشده است، ما نیازمند مدیریتی آکادمیک و کار بلد در این عرصه هستیم، تحصیلات آکادمیک در کنار تجربه عملی هر دو از ضروریات دستیابی به موفقیت در این زمینه است و عدم برخورد با خطاها باعث میشود که شاهد تکرار اشتباهات باشیم، در طی سالها شاهد اشتباهات زیادی از جانب مدیران جهادی بودهایم اماهیچ زمان توبیخ و پرسشگری نداشتهایم.
از نظر سازمانی و ساختاری تشکیلات سازمانی ما بیمار است،این مرض، مرض بیتفاوتی است، ما بهدنبال راستی آزمایی و کشف دلایل ایجاد مشکلات نمیرویم، این موضوع باعث شده عدهای از رانت و انجام وظایفی که دارند سوءاستفاده کنند، در کشور ما برخوردی با ترک فعل نمیشود در نتیجه وظایفی که به افراد محول میشود، انجام نمیگیرد، چرا که عدم انجام و خسارتهای بهدنبال آن توبیخی به همراه ندارد.
چرا صنعت غذا در کشور ما هنوز به تکامل نرسیده است؟ و تولیدکنندگان به دنبال انجام فعالیتهای دیگری در کنار تخصص اصلی خود میروند؟
هر بنگاهی بهدنبال حفظ حیات خود است و برای دستیابی به این مهم اقدام به هر کاری میکند، در اصل طبیعی است که افراد گاهی برای افزایش درآمد در حیطهای جدا از فعالیت اصلیشان فعالیت کنند، اما اینکه به چه دلیل این اتفاق میافتد، جای بحث دارد چرا که هرکس باید در حیطه اصلی فعالیتش رشد کند و از شاخهای به شاخه دیگر نرود. در صنعت غذا هم پیش آمده که تولید کنندهای که در شاخهای خاص فعالیت میکند، فعالیتی مجزا را انتخاب میکند به این دلیل که احساس میکند، صرفه اقتصادی بیشتری برای او به همراه دارد. این اتفاق بر اساس الگوی مدیریتی رخ میدهد و در هر کارخانه استراتژی متفاوتی دارد.
از طرفی این موضوع گاهی به دلیل نیاز به مواد اولیه برای تولید محصولاتی خاص اتفاق میافتد، بهطور نمونه «شیرین عسل» برای تأمین تخممرغ مورد نیازش اقدام به راهاندازی خط تولید تخممرغ میکند تا نیاز خود را با کیفیت مورد نظرش تأمین کند.
من آرمان خالقی، قائم مقام دبیر کل خانه صنعت، معدن و تجارت هستم.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
مصاحبه با رادیو تهران(برنامه بازار)- 1404/04/03
مصاحبه – آپارات 1403/12/01
در گفتگوی شفقنا با آرمان خالقی مطرح شد : روابط عمومی در تشکل های مردم نهاد نقشی حیاتی دارد – شفقنا 1403/09/26
(فیلم) دلیل موافقان تعطیلی پنجشنبهها، افزایش نرخ باروری است! – فراز دیلی 1403/02/22
گفتگوی تلفنی برنامه ی نمودار – رادیو ایران 1403/02/18
تمامی حقوق این وبسایت محفوظ و متعلق به مهندس آرمان خالقی می باشد و هرگونه نشر مطالب آن آزاد و منوط به ذکر مرجع است.